سیب ... بغض ... هزاره!

ادبی , اجتماعی : http://ahoora64.blogfa.com

۱) یادداشت جناب آقای محمد علی رستمی (شاعر و نویسنده) را بر مجموعه شعر من (بخت گشایی با وقت قبلی!) در وبلاگشان بخوانید!

۲) انتخاب کردن یک یا چند شعر  از مجموعه شعر «جهان غزلی عاشقانه است» سروده ی غلامرضا طریقی کار ساده ای نیست چرا که این مجموعه براستی سراسر زیبا و تاثیر گذار است؛ فعلا این سه غزل را داشته باشید و در اولین فرصت این مجموعه را که انتشارات "هزاره ققنوس" در 127 صفحه و با قیمت 2400 تومان منتشر کرده تهیه کنید:

 

مرغ سحر

کمتر بخواه مرغ سحر ناله سر کند!

داغ مرا که سوخته ام تازه تر کند

از جورِ روزگار جوی کم نمی شود

حتی اگر تمامِ جهان را خبر کند!

در داغ آفتاب به مهتاب دلخوشیم

پس از کسی مخواه که شق القمر کند!

در آشیانه نیز به مقصد نمی رسی

وقتی زمانه خواست تو را دربدر کند!

غم بینِ آسمان و زمین پرده می کشد

روزی اگر فلک شبِ ما را سحر کند!

زنگ زمانه خنجرمان را غلاف کرد

زنگ خطر به ناشنوا کی اثر کند؟

کافی ست سر به زیر شدن، پس بگو که دار

ما را به سربلندی خود مفتخر کند

 

غم نان

دریا از این لحاظ به انسان نمی خورد

دریا گرسنه نیست، غم نان نمی خورد

دریا دلش همیشه پر از سفره ماهی است

غصه برای سفره ی بی نان نمی خورد

دریا دلش برای خودش شور می زند

مانند برکه غصه ی باران نمی خورد

او مثلِ ما برای دو- سه سکه ی سیاه

سوگندِ بی اراده به قرآن نمی خورد

پیشش نشسته ام که به او گوشزد کنم:

آزاده غیر غصه از این خوان نمی خورد

فصلِ بهار گم شده و هیچ شاعری

نان در قبال ِ شعرِ زمستان نمی خورد!

 

دولتِ قدرت ندیده

اشکی که روی گونه ی ما خط کشیده است

خون ِ مقطری ست که رنگش پریده است

هر اشکِ ما چکیده ی صد ها شکایت است

امشب ببین چقدر شکایت چکیده است

قلبِ من و تو گنبدِ سرخی است که در آن

روح ِ رحیم ِ حضرت عشق آرمیده است

مقرون به صرفه نیست که عاشق شویم چون

دوران ِ اوج ِ عشق به پایان رسیده است

اینجا مشخص است که گنجشک چند بار

از لانه اش بدون ِ مجوز پریده است!

حتی مشخص است کجا و چگونه شمع

پروانه را شبانه به آتش کشیده است!

در شهرِ ما بهارِ پُر از گل، رباعی است؛

پاییز مثنوی است؛ زمستان قصیده است!

من شاعر قصیده ام اما دو خط کج

با پنبه ای سرِ سخنم را بریده است!

طبق ِ مقررات غزل گفته ام ولی

حرفی غریبه بین حروفم خزیده است

شاعر پس از تحمل ِ تبعید در وطن

بنیانگذارِ دولتِ قدرت ندیده است!!!

(غلامرضا طریقی - مجموعه شعر «جهان غزلی عاشقانه است» - انتشارات هزاره ققنوس)

پی نوشت:

1) خدایا! در این زمانه که "هنر خوار شد، جادویی ارجمند" نفس گرم استاد شجریان را از ما مگیر!

2) اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کُشت! "نیچه"

نوشته شده در یکشنبه 20 تیر1389ساعت 8:55 بعد از ظهر توسط سعید|


آخرين مطالب
» روسری
» فالگیرها
» مهمانی
» زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق
» نوشته اند: نباید دوباره پر بزند
» نشست ادبی پنجره
» گلاب به روتون!
» معجزه
» معوقات!
» شیرکو بیکس

Design By : Pichak